تبليغاتX
قلمرو من

قلمرو من

روزمرگی

خورشید پشت ابر

اسید در سراشیبی گلوم

ذهنم پر از فریاد

صدای باد

تا خرخره تلخی زندگی

من و خودم

دورود به این سگ قهرمان

نوشتهای کثیف من

امتحان های لعنتی

هیچ نوری نیست

به دنبال تاریکی

آرامشی نیست در شب

سکوت بی پایا من

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 16:2  توسط وحید  | 

عجب

مهدی کلهر

آقای کلهر ساکت باش ببین دخترت چی میگه

رای خودش رو نمی خواد - زندگیش رو می خواد   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 20:13  توسط وحید  | 

نسخی و مستی

یک هفته خونه خالی

مستی دود و سکس

حالا همه اومدن من هم باید برم پی کارم

به recentpc.com برسم

به مغازه و کارم که تو این یک هفته بدجوری عقب موند

دانشگاه هم که شروع شد

بازم یک چیزی کمه .....!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 20:1  توسط وحید  | 

آسمان آبی

صبح از خونه بیرون میام

حیاط و بوی پائیز

آسمان آبی ........

به آبی بودن آسمان فکر می کنم

و فقط زیبائی ...!!؟

آسمان آبی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 12:23  توسط وحید  | 

شاید کمی موسیقی

اولین باری هست که میخوام به یک دختر شماره بدم ولی نمی تونم

شبها موسیقی تو گوشم هست

پرده اطاقم یکم بازه و نور ماه رو میبینم

اطاقم تاریک و تاریک تر .....

صدای فریاد آهنگ سعید مدرس و رپ همیشه هست

دلم میخواد همون یک ذره نور ماه هم نباشه

حوصله کتاب خوندن ندارم

دوستی ندارم که بدرد الانم بخوره

من رو به فردا نفرستید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 17:47  توسط وحید  |