تبليغاتX
قلمرو من

قلمرو من

تفکراتی که به هیچ جا نرسید .

انرژیم رو بشدت صرف هل یک مسئله میکنم .

تمرکزم رو به یک هدف معطوف میکنم .

درسکار و دختر  

حالا یک زمان با سه صورت مسئله داریم تنها راه حل برای رسیدن به جواب صحیح و سریع - حذف یکیشونه

که این امکان پذیر نیست

من کلآ با این جمله مسخره "" نمی زارند ""موافق نیستم "غیر ممکن وجود نداره "

ولی جدآ محیط شرط هست و واقعآ خوب یاد نگرفتم همینطور خوب و به موقع بزرگ نشدم و دیر متوجه شدم ..!!؟

که اینا همه و بیشترین درصدش بخاطر فرهنگ گند اینجاست

آدرس جید وبلاگم : http://vahid24.wordpress.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 17:34  توسط وحید  | 

چرتیدن

من امروز بالای مغازه به این نتیجه رسیدم

که ..!؟

چرت زدن خیلی بیشتر از خود خوابیدن حال میده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 11:54  توسط وحید  | 

22 بهمن

تعطیل بود "مغازه ها"

بسته بود "سایتها"

ابری بود "هوا"

خالی بود"خیابون ها"

دردناک بود "اون روزها"

به امید فردای سبز

-----------------------------------------------------------------------------------------------

به این وبلاگ برگشتم چون وردپرس و بلاگ اسپات فیلتر شدن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 12:59  توسط وحید  | 

روزمرگی

خورشید پشت ابر

اسید در سراشیبی گلوم

ذهنم پر از فریاد

صدای باد

تا خرخره تلخی زندگی

من و خودم

دورود به این سگ قهرمان

نوشتهای کثیف من

امتحان های لعنتی

هیچ نوری نیست

سکوت بی پایا من

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 16:2  توسط وحید  | 

عجب

مهدی کلهر

آقای کلهر ساکت باش ببین دخترت چی میگه

رای خودش رو نمی خواد - زندگیش رو می خواد   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 20:13  توسط وحید  | 

نسخی و مستی

یک هفته خونه خالی

مستی دود و سکس

حالا همه اومدن من هم باید برم پی کارم

به recentpc.com برسم

به مغازه و کارم که تو این یک هفته بدجوری عقب موند

دانشگاه هم که شروع شد

بازم یک چیزی کمه .....!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 20:1  توسط وحید  | 

آسمان آبی

صبح از خونه بیرون میام

حیاط و بوی پائیز

آسمان آبی ........

به آبی بودن آسمان فکر می کنم

و فقط زیبائی ...!!؟

آسمان آبی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 12:23  توسط وحید  | 

شاید کمی موسیقی

اولین باری هست که میخوام به یک دختر شماره بدم ولی نمی تونم

شبها موسیقی تو گوشم هست

پرده اطاقم یکم بازه و نور ماه رو میبینم

اطاقم تاریک و تاریک تر .....

صدای فریاد آهنگ سعید مدرس و رپ همیشه هست

دلم میخواد همون یک ذره نور ماه هم نباشه

حوصله کتاب خوندن ندارم

دوستی ندارم که بدرد الانم بخوره

من رو به فردا نفرستید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 17:47  توسط وحید  | 

زندگی سخته هم از پشت هم از جلو..!!؟

واقعآ سخته ادم بتونه با یک احمق صحبت کنه تو این موقع اگر عاشقش هم باشی به فکر کشتنش می افتی .

خیلی سخته ادم یک رفیق پیدا کنه و اونو تازه بشناسه از همه سخت تر اینه که چندین چند سال باهاش دوست باشی بعدش بفهمی و بهش بگی جناب شما خیلی گوه تشریف دارید .

خیلی سخته سایه سنگین یک نفر رو با تمام وجودت رو خودت احساس کنی جون بابات ولم کن حاجی .

و مرد فهمید بزرگ نشده / حرف احمق ها رو گوش می کنه و هنوز با اونها رفیق هست / و مرد فهمید تو زندگیش احساس خوبی  نداره

یک چیزی باید درست بشه ولی نمی تونه

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 21:18  توسط وحید  | 

در گود زورخانه

نام آجرلو به عنوان نخستین وزیر پیشنهادی زن پس از انقلاب مطرح شده است.

کاریکتور گرفته شده از سایت http://www.itanz.net/gallery/2009/08/post_89.php

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 12:11  توسط وحید  |