روزمرگی
خورشید پشت ابر
اسید در سراشیبی گلوم
ذهنم پر از فریاد
صدای باد
تا خرخره تلخی زندگی
من و خودم
دورود به این سگ قهرمان
نوشتهای کثیف من
امتحان های لعنتی
هیچ نوری نیست
به دنبال تاریکی
آرامشی نیست در شب
سکوت بی پایا من
خورشید پشت ابر
اسید در سراشیبی گلوم
ذهنم پر از فریاد
صدای باد
تا خرخره تلخی زندگی
من و خودم
دورود به این سگ قهرمان
نوشتهای کثیف من
امتحان های لعنتی
هیچ نوری نیست
به دنبال تاریکی
آرامشی نیست در شب
سکوت بی پایا من
آقای کلهر ساکت باش ببین دخترت چی میگه
رای خودش رو نمی خواد - زندگیش رو می خواد
مستی دود و سکس
حالا همه اومدن من هم باید برم پی کارم
به recentpc.com برسم
به مغازه و کارم که تو این یک هفته بدجوری عقب موند
دانشگاه هم که شروع شد
بازم یک چیزی کمه .....!!
صبح از خونه بیرون میام
حیاط و بوی پائیز
آسمان آبی ........
به آبی بودن آسمان فکر می کنم
و فقط زیبائی ...!!؟

اولین باری هست که میخوام به یک دختر شماره بدم ولی نمی تونم
شبها موسیقی تو گوشم هست
پرده اطاقم یکم بازه و نور ماه رو میبینم
اطاقم تاریک و تاریک تر .....
صدای فریاد آهنگ سعید مدرس و رپ همیشه هست
دلم میخواد همون یک ذره نور ماه هم نباشه
حوصله کتاب خوندن ندارم
دوستی ندارم که بدرد الانم بخوره
من رو به فردا نفرستید